تبليغاتX
۞ انجمن همشهری جوان۞

۞ انجمن همشهری جوان۞

اگه دنبال وبلاگ درستی هستی بیا تو.. دوست خواهیم شد

جوک ها

ü   قلّک رو جو میگیره میگه من بانکم.

ü    پرگار رو جو میگیره مثلث میکشه.

ü   یه گربه زنبور میخوره میگه میوز.

ü یه روز غضنفر میره  غواصی  یه کوسه میبینتش  ،میگه:شما غضنفر نشریه آفتابگردونی؟میگه:آره اما از کجا فهمیدی؟کوسه جواب میده:آخه اونی که به خودت بستی کپسول آتش نشانیه نه اکسیژن.

ü   غضنفر خسیس میره رالی بین راه مسافر کشی میکنه.

ü   غضنفر یه 5 تومنی غورت میده  تا ده دقیقه  بوق آزاد میزنه.

ü   بچه غضنفر نمیخوابیده بهش ژل میزنه.

ü   غضنفر از پشت بوم می افته پایین شوکه میشه ،میگه:آی سوختم.

ü   @یعنی چی؟غضنفر:یعنی الهی دورت بگردم.

ü یه روز غضنفر2 جوجه تیغی و یه کیوی  رو توی خیابون میبینه بهشون میگه  این کیوی چه نسبتی با شما داره .میگن این پسرمونه رفته سربازی.

ü   به غضنفر میگن:یه ضرب المثل بگو.میگه:آب که سر بالا بره قورباغه هم پاپ میخونه.

ü   یه کوکو سبزی رو جو میگیره فکر میکنه پیتزاس.

ü غضنفر یه سی دی میخره  و بعد برمیگرده به فروشنده میگه: این چه سی دی به من دادی  آخه سوراخه.

ü   به غضنفر میگن خیلی آقایی میگه ما بیشتر.

ü   به غضنفر میگن اگه مرض هاری بگیری ، چکار میکنی؟ میگه:باجناقم رو گاز میگیرم.

ü   یه میخ می افته توی آب زنگ میزنه در میره.

ü   غضنفر از ادامه زندگی خسته میشه انصراف میده.

ü به پسر غضنفر که دانشجو بوده میگن چه جوری ازدواج کردی؟ میگه:اول دیدمش بعد عاشقش شدم بعد دیوانه اش شدم بعد زد به سرم رفتم خواستگاریش و بعد هم باهاش ازدواج کردم.

ü   غضنفر داشته پشت بوم خونه اش رو آسفالت میکرده آسفالت زیاد میاره، سرعت گیر میذاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

متن محرمانه سوالات استيضاح محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران، طنزنوشته ای از سيامک ثناالدين

با سلام و تحيت به روح امام راحل (ره) و روان شهدای انقلاب اسلامی ايران و آرزوی طول عمر برای رهبر معظم انقلاب؛
بر اساس قانون اساسی و آيين نامه داخلی مجلس شورای اسلامی برای احضار رئيس‌جمهور و طرح سوال از وی به امضا يک چهارم نمايندگان(۷۲ نفر) نياز است.
بدينوسيله يک چهارم از نمايندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در عمل به وظايف دينی و انقلابی و قانونی خود از رئيس جمهور جناب آقای احمدی نژاد برای حضور در تريبون مجلس شورای اسلامی جهت پاسخگويی به سوالات ذيل دعوت می نمايند.
لازم به ذکر است اين جلسه استيضاح جهت بررسی کفايت و لياقت آقای احمدی نژاد برای ادامه پست رياست جمهوری تشکيل خواهد شد .
سوالات ذيل بر اساس نگرانيهای مردم و نمايندگان آنها و در راستای حفاظت از منافع ملی و در رشته های مختلف علمی تنظيم گرديده است :


۱-جغرافيا :
همسايگان ايران شامل بوليوی ، ونزوئلا و اکوادور چند کيلومتر مرز مشترک با ايران دارند ؟

۲- تاريخ :
در چه دوره تاريخی لبنان يکی از استانهای کشور بوده است ؟ آيا همزمان با هولوکاست اين استان از مام وطن جدا شده است ؟

۳- هنر:
تخريب فعاليت دولتهای قبل و دروغگويی در روز روشن (از جمله در محضر علمايی همچون آيت ا... جوادی آملی در مورد سفر به نيويورک) جزو کداميک از شاخه های هنری است ؟

۴- شيمی :
رايحه خوش خدمت از چه نوع موادی به مشام می رسد ؟ آيا اين مواد جزو مواد قابل انفجار و قابل اشتعال هستند ؟

۵-هنرهای نمايشی ، تردستی و شعبده بازی:
۳۰۰ ميليارد تومان پول چگونه در شهرداری تهران در زمان ايشان غيب گرديد ؟ آيا ايشان دستی در سحر و جادو دارند ؟

۶-ورزش:
چگونه رتبه ششم در بازيهای آسيايی دوحه نسبت به رتبه يازدهم دوره قبل يکی از افتخارات دولت نهم است اما کاهش رتبه فوتبال ايران در جام جهانی از رتبه هفدم به رتبه بيست و پنجم، ربطی به دولت احمدی نژاد ندارد. ضمنا در مورد تعليق فوتبال ايران توسط فيفا هم توضيح دهيد .

۷- علوم سياسی :
پيشنهاد جايگزينی روحانيون و بسيج بجای احزاب که همچون ساير اعمال دولت ايشان برای اولين بار در اين دولت صورت گرفته است بر اساس کدام تئوری علوم سياسی صورت گرفته است ؟

۸-علوم خفيه و اسرار غيبی :
"معجزه هزاره سوم" کيست؟ ايشان چه وردی خواندند که در سخنرانی ايشان در سازمان ملل هيچکس پلک نمی زد؟

۹-کشاورزی:
گوجه فرنگی دقيقا چيست ؟( آيا همان پياز است يا خير؟) آيا در اطراف خانه ايشان گوجه فرنگی کشت می شود؟

۱۰-امور بودجه:
آقای احمدی نژاد در جمع مردم پاکدشت اظهار می کنند در سال ۱۳۶۵ يک موسسه فرهنگی بطور غير قانونی با بودجه دولتی ۶۰۰-۷۰۰ ميليارد ريال تاسيس شده است در حاليکه کل بودجه کشور در سال ۱۳۶۵ بالغ بر ۲۶۶۰ ميليارد ريال بوده است . يعنی ۲۵ درصد کل بودجه کشور به موسسه ای داده شده و کسی هم در اين ۲۰ سال نفهميده است !!!) لطفا معادله فوق را حل کنيد .

۱۱- روابط بين الملل :
چرا شورای امنيت پس از جلسات متعدد نهايتا کاغذ پاره منتشر می کند ؟

۱۲- فقه و الهيات :
ادعای احاطه توسط هاله نور-به ويژه نزد علما- حرام است يا حلال ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

دفتر یادبود

هموطنان عزیز برای ارج نهادن به مقام والای هنرمندان ایران ، هر کدام را که دوستش دارید جملاتی برایش به یادگار بنویسید این وبلاگ تمام نظرات رابه نمایش خواهد گذاشت مشروط بر آنکه اهانت و جمله ای خارج از شان انسانی گفته نشود پیشاپیش از همه شما قدردانی می کنیم

برای حضور ذهن نتایج نهایی انتخاب صد هنرمند برتر صد سال اخیر ایران را تقدیم می کنیم

1- کمال الملک (نقاش)

2- اُُرد شرکا ( کاریکاتوریست)

3- مرتضی ممیز (گرافیست)

4- ابوالحسن خان صدیقی (مجسمه ساز)

5- هوشنگ سیحون (معمار)

6- مسعود کیمیای (کارگردان)

7- مهدی اخوان ثالث (شاعر)

8- صادق هدایت (نویسنده)

9- بهروز وثوقی (بازیگر)

10- کاوه گلستان (عکاس)

11- حسن شماعی زاده (موسیقیدان)

12- محمد رضا شجریان (خواننده)

13- یدالله کابلی خوانساری (خوشنویس)

14- داریوش اقبالی (خواننده)

15- علی حاتمی (کارگردان)

16- داریوش مهرجویی (کارگردان)

17- اردشیر محصص (کاریکاتوریست)

18- پرویز پرستویی (بازیگر)

19- محسن دولو (کاریکاتوریست)

20- صمد بهرنگی (نویسنده)

21- هوشنگ گلشیری (نویسنده)

22- هایده (خواننده)

23- ایرج قادری (کارگردان)

24- حمیرا (خواننده)

25- نیما یوشیج (شاعر)

26- علی‌اکبر صنعتی (مجسمه ساز)

27- حسن میرخانی (خوشنویس)

28- عباس اخوین (خوشنویس)

29- سیاوش قمیشی (موسیقیدان)

30- محمود دولت آبادی (نویسنده)

31- محمدکریم پیرنیا (معمار)

32- غلام حسین امیرخانی (خوشنویس)

33- جمشید مشایخی (بازیگر)

34- مریم زندی (عکاس)

35- محمود فرشچیان (نقاش)

36- عزت ا.. انتظامی (بازیگر)

37- بهرام بیضایی (نمایشنامه نویس)

38- سهراب سپهری (شاعر)

39- ژاله علو (بازیگر)

40- احمد محمود (نویسنده)

41- پرویز شاپور (کاریکلماتور نویس)

42- حجت الله شکیبا (نقاش)

43- اکبر عبدی (بازیگر)

44- مرتضی کاتوزیان (نقاش)

45- فروغ فرخزاد (شاعر)

46- محمد علی فردین (بازیگر)

47- ساموئل خاکچیان (کارگردان)

48- میرزاده عشقی (شاعر)

49- کامبیز درمبخش (کاریکاتوریست)

50- بیژن مرتضوی (موسیقیدان)

51- معین (خواننده)

52- محمود کلاری (فیلمبردار)

53- بابک بیات (موسیقیدان)

54- حسین علیزاده (موسیقیدان)

55- ابراهیم حاتمی کیا (کارگردان)

56- محمد علی جمال زاده (نویسنده)

57- پوران(خواننده)

58- جواد معروفی (موسیقیدان)

59- مهدی سجادی (نقاش)

60- خسرو شکیبای (بازیگر)

61- شهرام ناظری (خواننده)

62- حسین لرزاده (معمار)

63- شهره آغداشلو (بازیگر)

64- مهدی هاشمی (بازیگر)

65- جواد علیزاده (کاریکاتوریست)

66- ناصر چشم آذر (موسیقیدان)

67- بزرگ علوی (نویسنده)

68- جهانگیر الماسی (بازیگر)

69- گلاب آدینه (بازیگر)

70- بنان (خواننده)

71- فرهاد مهراد (خواننده)

72- ابی حامدی (خواننده)

73- احمد میر علایی (نویسنده)

74- محمد نوری (خواننده)

75- محمد علی کشاورز (گرافیست)

76- آیدین آغداشلو (نقاش)

77- آرمیک (موسیقیدان)

78- حسین خسروجردی (نقاش)

79- گوگوش (خواننده)

80- ابراهیم حقیقی (گرافیست)

81- هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده)

82- ناصر پاکشیر (کاریکاتوریست)

83- غلام حسین نامی (نقاش)

84- ویگن (خواننده)

85- نادر نادرپور (شاعر)

86- شفیعی کدکنی(شاعر)

87- اصغر بیچاره (عکاس)

88- سیمین بابایی (نقاش)

89- احمد عبداللهی نیا (کاریکاتوریست)

90 - بهمن جلالی (عکاس)

91- اسدالله ملک (موسیقیدان)

92- ابوالحسن صبا (موسیقیدان)

93- ملک الشعرای بهار (شاعر)

94- احمد عربانی (کاریکاتوریست)

95- محمدرضا لطفی (موسیقیدان)

96- احمد شاملو (شاعر)

97- مرتضی حنانه (موسیقیدان)

98- روح الله خالقی (موسیقیدان)

99- فریدون مشیری (شاعر)

100- ایرج جنتی عطائی (شاعر)

نگاهی اجمالی و کوتاه بر سوابق برترین هنرمندان یکصد سال گذشته ایران

دکتر میکائیل خسروی
عضو هیئت مدیره کانون نظرسنجی پاسارگاد

چه بسا بسیاری از شما هنوز حتی نام بزرگان هنر و فرهنگ مان را نشنیده باشید لذا برای یاد آوری و ذکر خیر بزرگان فرهنگ و هنر ایران به اجمال نگاهی و اشاره ای کوتاه دارم بر دستاوردهای آنها .

 

کمال الملک

۱- کمال الملک                      = "محمد غفاری "نقاش بزرگ اواخر قاجاریه ، صاحب اثر تالار آینه (که بسیاری معتقدند هنوز اثر نقاشی به این زیبای خلق نشده است) چندین شاگرد او جزو صد هنرمند برگزیده قرن هستند از  جمله استاد مرحوم ابوالحسن خان صدیقی  و  استاد مهدی سجادی ، نقاش مقیم پاریس .

ارد بزرگ
2- اُُرد بزرگ                       = طراح بزرگترین اثر طنزآرایی (کاریکاتور)جهان ، اولین مدرس کاریکاتور در دانشگاه ، بنیانگذار قدیمی ترین انجمن در حال فعالیت کاریکاتور  ایران ، صاحب اثر یادت همچنان باقیست که به اعتقاد همگان زیباترین اثر طنزآرایی تاریخ ایران است مخالفین استاد ارد شرکا به او لقب" نهنگ  "داده اند

استاد مرتضی ممیز
3- استاد ممیز                      = پدر گرافیک نوین ایران ، او با شناخت هنر مدرن و تلفیق آن با سمبولهای تاریخی ایران توانست گرافیک ایران را بومی کند او اولین کتابهای آموزشی این هنر را در ایران نوشت و شاگردان بسیاری تربیت کرد

ابوالحسن خان صدیقی
4- ابوالحسن خان صدیقی         = سازنده زیباترین اثر مجسمه سازی تاریخ ایران (مجسمه نادر شاه افشار)، صاحب اثر جاودانه مجسمه فردوسی ، و صدها اثر ماندگار دیگر، سفرای دیگر کشورها پیشتر لقب میکلانژ شرق را به او داده اند

هوشنگ سیحون
5- هوشنگ سیحون                = طراح بنای یادبود خیام که به اعتقاد بسیاری زیباترین بنای یادبود عصر حاضر بوده است البته بناهای دیگری همچون بوعلی سینا در همدان و کمال الملک در نیشابور و آرامگاه نادرشاه افشار از دیگر آثار ماندگار استاد است شاگردانش به او لقب "مرد بناهای ماندگار" را داده اند

مسعود کیمیایی
6- مسعود کیمیای                  = سازنده فیلم قیصر که به اعتقاد بسیاری از منتقدان سینما همچنان بهترین اثر تاریخ سینمای ایران است فیلم دیگر او یعنی گوزنها شاید تنها فیلمی باشد که در تاریخ سیاسی ایران نیز نامش درج شود چرا که هنگام دیدن این فیلم در سینما رکس آبادان 400 نفر زنده زنده در آتش سوختند ، و راز قتل آنها همچنان جزو ابهامات تاریخ است

استاد اخوان ثالث
7- مهدی اخوان ثالث(م.امید)= صاحب اثر زمستان که شاید کمترین ایرانی فرهنگ دوستی آن را نشنیده و یا حفظ نباشد این شعر به اعتقاد همگان بهترین شعر نوی تاریخ معاصر ایران است اخوان توانست موج تجدد در شعر را با غنای شعر کلاسیک ایران تلفیق کند و به اعجازی قدرتمند در کلام دست یابد

صادق هدایت
8- صادق هدایت                  = پدر رمان نویسی مدرن ایران او صاحب اثر جهانی بوف کور است که تاکنون به دهها زبان زنده جهان ترجمه شده است دلایل تراژدی مرگ او همچنان در پرده ابهام است او صاحب دهها نوشته و رمان بوده که بسیاری از آنها در حال حاضر حالت مرجع را دارند و تعدادی هم منبع الهام نمایشنامه نویسان و دست اندرکاران عرصه سینما شده است

بهروز وثوقی
9- بهروز وثوقی                  = بازیگر خوش سیمای دهه پنجاه ایران او با فیلم قیصر جاودانه شد البته بازیهای او در فیلمهای دیگری همچون رضا موتوری ، سوته دلان و گوزنها نیز جزو شاهکارهای تاریخ سینما محسوب می شود

کاوه گلستان
10- کاوه گلستان                 = عکاس صحنه های درگیری و تغییر نظام سیاسی در ایران ، او صاحب ماندگارترین عکسهای تاریخ انقلاب سال 1357 است آثاری که در پشت خود شجاعت و حس مسئولیت عکاس را نشان میدهد مسلما کتابهای تاریخ آیندگان با آثار او زینت خواهد شد

استاد شماعی زاده
11- حسن شماعی زاده          = تقریبا اکثر آهنگهای زیبای خوانندگان پاپ  دهه پنجاه و شصت ایران را او ساخته است با ساخته های او بسیاری ستاره شده اند و چون از او دور شدند افول کردند آثار میهن پرستانه او شاید هیچ وقت دیگر تکرار نشود آنهای که با موسیقی پاپ آشنایی دارند قدرت تسلط او را، بر سازها و همچنین فولکلور نواحی و مناطق مختلف ایران را می ستایند

استاد شجریان
12- استاد شجریان               = او قافله سالار موسیقی سنتی ایران در دو دهه گذشته است او توانست موسیقی سنتی در حال نابودی ایران  را از دل تاریخ بیرون کشیده و با حفظ ویژه گیهای آن در قالبی منظم و منطقی دوباره به عرصه وارد کند بی تردید او مسلط ترین هنرمند موسیقی سنتی حال حاضر ایران است البته چالش او با غول رسانه ای ایران یعنی صدا وسیما ، سالها او را در کانون توجه فرهنگ دوستان قرار داده بود

استاد کابلی خوانساری
13- استاد کابلی خوانساری     = کسی که توانست به تنهای خط شکسته نستعلیق ایران را احیا کرده و قوانین و نظمی مدرن به آن بدهد هرچند او تقریبا در حاشیه خوشنویسان دولتی ایران قرار گرفته است اما توانسته بهترین شاگردان شکسته نویس ایران را تربیت کند به واقع او صاحب جایگاهی است که در صدها سال است کسی نتوانسته بود پر کند

در پایان یاد آوری یک نکته را ضروری می دانم و آن مطلب این است که اگر ستارگان  آسمان هنر کشورمان را نادیده بگیریم آنگاه چیزی برای اثبات هویت ایرانی خود نخواهیم داشت !در تمام اعصار هنرمندان پیشرو حافظان مرزهای فرهنگی ما بوده اند و چه بسا در حال حاضر کشورها و قومیتهای خود ساخته ای باشند که با ابزار هنر برای خود تاریخ! و فرهنگی نوین می سازند و تاسف بارتر آنکه بسیاری از جوانان ما  آن فرهنگ های کذای را عین حقیقت می پندارند و متاسفانه بزرگان فرهنگ خویش را منکر...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

اینم ۱۰ تا گلچین از بهترین خواننده ها (عربی)

برای دانلود هر قسمت روی عکسهای زیر رایت کلیک کنید سپس گزینهsave target

as را انتخاب کنید

   

   

   

ادامه دارد بر روی لینک زیر کلیک کنید :

۞●.:: ادامه دارد بر روی همین نوشته کلیک کنید ::.●۞

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

قصرهاي رويايي، ميزبان جام جهاني
003684.jpg
003492.jpg
آليانس آرناي مونيخ، ميزبان افتتاحيه
آليانس آرنا ي مونيخ ، با نماي بي نظيرش، بهترين انتخاب براي بازي افتتاحيه جام جهاني است. بايرن مونيخ و مونيخ 1860 ، قبلاً مسابقاتشان را در ورزشگاه قديمي المپيك برگزار مي كردند. سال 2002، شوراي شهر مونيخ به ساخت اين ورزشگاه مدرن، رأي داد.
طرح اين ورزشگاه كه شبيه تاير اتومبيل است، از سوي هرتزوگ و دومورن ، دو معمار سوئيسي داده شد. ديوار بيروني آن هنگام بازي هاي بايرن ، مونيخ 1860 و تيم ملي آلمان به رنگ پيراهن آنها يعني قرمز، آبي و سفيد درمي آيد. اين ورقه ها در برابر آتش، گرما و سرما مقاومند. هر كدام از اين ورقه ها، مي توانند به طور مجزا به يكي از سه رنگ فوق درآيند، ولي براي اينكه تغيير رنگ ورزشگاه خللي در ترافيك بزرگراه مجاور ايجاد نكند، طبق قانون، اين تغيير رنگ نبايد بيش از يك بار در دو دقيقه اتفاق بيفتد.
ظرفيت كامل اين ورزشگاه 66هزار نفر است و حدود 280ميليون يورو براي ساخت آن هزينه شده است. صندلي هاي تماشاگران در سه طبقه مجزا قرار دارد و آرايش آنها در ميان تمام ورزشگاه هاي آلمان بي نظير است. زاويه 34 درجه سكوها، به تماشاگران بالاترين رديف ها هم اجازه مي دهد كه ديدي فوق العاده نسبت به زمين داشته باشند. پاركينگ ورزشگاه، ظرفيت ده هزار اتومبيل را دارد و بزرگ ترين پاركينگ زيرزميني اروپا است. بازي افتتاحيه، يكي از بازي هاي نيمه نهايي و چهار بازي ديگر در اين ورزشگاه برگزار مي شوند.
003465.jpg
زنده باد خاطرات گذشته
ورزشگاه المپيك برلين پيش از اين هم لحظاتي به يادماندني را پشت سر گذاشته است؛ ولي مسابقه نهم ژوئيه 2006، تمام گذشته خاطره انگيز آن را زير سايه خود قرار خواهدداد. فينال جام جهاني 2006 در اين ورزشگاه برگزار خواهدشد و پيش بيني مي شود بيش از يك ميليارد نفر به طور زنده شاهد اين رويداد عظيم باشند.
اين همان ورزشگاهي است كه در آن جسي اوونز ، دونده امريكايي، برنده چهار مال طلاي المپيك 1936 شد. حالا، يكي از خيابان هاي منتهي به ورزشگاه و يكي از جايگاه هاي VIP به نام اين دونده نامگذاري شده است. اين ورزشگاه از سال 1985 ميزبان فينال جام حذفي آلمان است.
بازسازي اين ورزشگاه در تابستان 2000 آغاز شد و 242 ميليون يورو هزينه داشت. براي بازگشايي آن، در سي ويكم ژوئيه 2004 يك جشن بزرگ و يك كنسرت موسيقي برگزار شد.
ورزشگاه، بين سال هاي 1934 تا 1936 ساخته شد و به دليل ساختار زاويه دارش، بازسازي آن با دقت فراواني انجام شد. در اين ورزشگاه تأسيساتي براي گرم كردن چمن ورزشگاه پيش بيني شده و يك پيست 110متري دوي سرعت و پرش طول نيز دارد. در بازسازي ورزشگاه، به راحتي تماشاگران توجه زيادي شده و در شكل جديد، تمام 74200 صندلي در زير سقف قرار گرفته اند. علاوه بر بازي فينال، يك بازي از مرحله يك چهارم نهايي و چهار بازي از مرحله مقدماتي در اين ورزشگاه برگزار خواهندشد.
003486.jpg
فريتزوالتر، ورزشگاهي بر فراز تپه
ورزشگاه فريتزوالتر در سال 1920 افتتاح شد. اين ورزشگاه بر روي يك تپه كوچك چهل متري در شهر كايزرسلاترن بنا شده و از سال 1985 به ياد كاپيتان افسانه اي تيم قهرمان آلمان در جام جهاني 1954 تغيير نام يافت. گذر زمان و تغيير سليقه ها، در معماري اين ورزشگاه كاملاً به چشم مي آيد. در طي چند دهه، زمين چمن بزرگ تر شده و تكه تكه بودن آن، اين تغييرات را مشخص مي كند. بازسازي اين ورزشگاه براي جام جهاني در نوامبر 2005 به پايان رسيد. آخرين مرحله اين پروژه ، شامل توسعه جايگاه هاي غربي و جنوبي و بازسازي جايگاه شمالي بود. يك برج جديد براي مطبوعات و يكي ديگر براي VIP به دو گوشه شمالي آن اضافه شده اند. براي بازسازي اين ورزشگاه 3/48 ميليون يور هزينه شده است. ورزشگاه فريتزوالتر ميزبان چهار بازي مرحله مقدماتي و يك بازي مرحله يك هشتم نهايي خواهدبود.
003489.jpg
زنترال اشتاديون؛ آميزه اي از گذشته و آينده
با تكميل ورزشگاه زنترال اشتاديون در دسامبر 2003، شهر تجاري لايپزيك صاحب ورزشگاهي با معماري ويژه و تكنولوژي پيشرفته شد. اين ورزشگاه 45 هزارنفري براي جام جهاني 2006 ساخته شده است. پس از اتحاد آلمان، شهر پوياي لايپزيك به قلب تپنده شرق كشور تبديل شده است. اين ورزشگاه به عنوان يكي از دوازده ميزبان جام جهاني شاهد چهار مسابقه از مرحله مقدماتي از جمله مسابقه ايران ـ آنگولا و يك مسابقه از يك شانزدهم نهايي خواهدبود.
اين ورزشگاه حالا به مركز ورزشي شهر سنتي لايپزيك تبديل شده و آميزه اي از گذشته و آينده است. ورزشگاه قديمي زنترال اشتاديون كه در سال 1956 ساخته شد، صدهزارنفري بود و بزرگ ترين ورزشگاه آلمان محسوب مي شد.
شوراي شهر لايپزيك در اكتبر 1997 به ساخت ورزشگاه جديد رأي داد كه در ميان ديوارهاي ورزشگاه قديمي ساخته مي شود. چند پل، ورزشگاه جديد را به ديوارهاي قديمي وصل مي كنند و تماشاگران را به سوي جايگاه هاي پوشيده طبقه بالا و پايين هدايت مي كنند.
003498.jpg
گوتليب دايملر، دارنده بزرگ ترين نمايشگر اروپا
مردم شهر اشتوتگارت صحنه هاي ورزشي، فرهنگي و حتي تاريخي زيادي از گوتليب ـ دايملر اشتاديون به خاطر دارند. نخستين بازي آلمان پس از جام جهاني دوم، در خاك اين كشور در اين ورزشگاه و مقابل سوئيس برگزار شد. چهل سال بعد، در نوزدهم دسامبر 1990 اين ورزشگاه ميزبان نخستين بازي آلمان متحد باز هم مقابل سوئيس بود. اين ورزشگاه ميزبان فينال جام باشگاه هاي اروپا، جام جهاني فوتبال و جام جهاني دووميداني نيز بوده است. يورگن كلينزمن ، مربي فعلي تيم ملي آلمان هم مسابقه خداحافظي اش را در بيست و چهارم مه 1999، در اين ورزشگاه برگزار كرد.
جايگاه جديد تماشاگران در روبروي زمين، سيستم كنترل الكترونيكي ورود تماشاگران و دو صحنه نمايشگر به مساحت 115 متر مربع و يازده تن كه بزرگ ترين نمونه هاي اين سيستم در اروپا هستند، به ورزشگاه اضافه شده اند.
اين ورزشگاه در سال 1933 ساخته شد و در سال هاي 1955 و 1973 توسعه يافت. ورزشگاه گوتليب دايملر در فاصله سال 1999 تا 2001 با هزينه 107 ميليون مارك به سطح استانداردهاي فيفا رسيد. يك مركز تجاري با 44 غرفه، 1500 صندلي ويژه، يك پاركينگ و همچنين امكاناتي براي تماشاگران، ورزشكاران و مطبوعات در نظرگرفته شده است. هزينه بازسازي اين ورزشگاه 5/51 ميليون يورو بوده و ظرفيت 200/53 تماشاگر را دارد. چهار بازي مرحله مقدماتي، يك بازي مرحله يك هشتم نهايي و مسابقه رده بندي در اين ورزشگاه برگزار خواهندشد.
003480.jpg
آرناي هامبورگ، ورزشگاه پنج ستاره
ورزشگاه جديد هامبورگ، در دوم سپتامبر سال 2000 با مسابقه دوستانه آلمان و يونان افتتاح شد و ظرفيت آن براي مسابقات بوندس ليگا، 114/56 نفر است. اين ورزشگاه از سوي يوفا پنج ستاره گرفته و يكي از بهترين هاي اروپا به شمار مي رود.
كار ساخت اين ورزشگاه، از مارس 1998 شروع شد. ورزشگاه قديمي فولكس پارك اشتاديون در چهار مرحله تخريب شد. زمين چمن آن در جهت ديگري ساخته شد و سكوها بازسازي شدند. اتاق ها، جايگاه هاي VIP و محوطه مخصوص خبرنگاران، كاملاً بازسازي شد وهم اكنون همه جايگاه ها مسقف هستند. كنترل الكترونيكي ورود تماشاگران كه قادر به خواندن ميكروچيپ روي بليت ها است، در ابتداي فصل 06 ـ 2005 راه اندازي شده است.
هزينه بازسازي اين ورزشگه 97 ميليون يورو بوده و ظرفيت آن براي مسابقات جام جهاني 055/51 خواهدبود. چهار بازي از مرحله مقدماتي و يك مسابقه از يك چهارم نهايي در اين ورزشگاه برگزار خواهندشد.
003474.jpg
ورزشگاه فرانكفورت؛ مسابقه ايران ـ پرتغال
ورزشگاه فرانكفورت، ساختاري ميني ماليستي دارد و سقف نيمه شفاف آن كمك مي كند تا زمين چمن با نور روز روشن شود. كار نوسازي اين ورزشگاه مدرن در سال 2002 آغاز شد تا جانشين شايسته اي براي ورزشگاه قديمي والداشتاديون باشد. والداشتاديون ، ميزبان نيمه نهايي خاطره انگيز جام جهاني 1974، ميان آلمان غربي و لهستان در زميني پر از آب و همچنين مسابقه ميان محمدعلي كلي و كارل ميلدن برگر در سال 1966 بوده است. اخيراً هم مسابقه فينال جام كنفدراسيون ها ميان برزيل و آرژانتين در اين ورزشگاه برگزار شد.
بازسازي اين ورزشگاه از ژوئيه 2002 تا اكتبر 2005 طول كشيد. بدون اينكه وقفه اي در برنامه بوندس ليگا به وجود آيد و آسيبي به بافت قديمي آن برسدپاركينگ زيرزميني آن براي 1800 اتومبيل ظرفيت دارد. وزن فولاد و تيرچه هاي به كار رفته در سقف 2500 تن است. علاوه بر هزينه 126 ميليون يورويي نوسازي ورزشگاه، 45 ميليون يورو نيز براي ساخت خطوط راه آهن و جاده هاي محلي هزينه شده است.
ظرفيت اين ورزشگاه، 132/48 نفر است و ميزبان چهار بازي مرحله مقدماتي، از جمله ايران ـ پرتغال و يك مسابقه يك چهارم نهايي است.
003477.jpg
گلزن كرشن، صاحب مدرن ترين ورزشگاه اروپا
آرناي شالكه رسماً در سيزدهم و چهاردهم اوت 2001 افتتاح شد و بلافاصله به عنوان نماد هنر ساخت ورزشگاه هاي جديد شناخته شد. يوفا اين ورزشگاه چند منظوره را در بالاترين طبقه ورزشگاه هاي پنج ستاره جاي داد. در گزارش يوفا آمده است: امكانات اين ورزشگاه بيش از چيزي است كه استانداردها طلب مي كنند و حتي مي توان آن را ورزشگاهي شش ستاره ناميد.
سپ  بلاتر ، رئيس فيفا هم در مورد آرناي گلزن كرشن مي گويد: اين ورزشگاه يك پروژه راهنما براي تمام دنياست. فينال ليگ قهرمانان در سال 2004، باشكوه هرچه تمام تر در اين ورزشگاه برگزار شد. بودجه 191 ميليون دلاري براي ساخت اين ورزشگاه سرمايه گذاري شده كه همگي از منابع خصوصي بوده است.
اين ورزشگاه بي ترديد مدرن ترين ورزشگاه اروپاست. زمين چمن آن به لطف استانداردهاي فوق العاده اش به آساني جمع آوري مي شود، سقف آن بسته مي شود و نور و صدا براحتي قابل كنترلند.
شهر گلزن كرشن ، در استان وست فالن قرار دارد و مي گويند هيچ چيزي مانند فوتبال نمي تواند مردم اين شهر را دور هم جمع كند.
شالكه با هفت عنوان قهرماني، هواداراني پرشور دارد كه معمولاً سكوهاي ورزشگاه را پر مي كنند. ظرفيت اين ورزشگاه 804/53 نفر است و ميزبان چهار بازي مرحله مقدماتي و يك بازي از مرحله يك چهارم نهايي خواهدبود.
003495.jpg
فرانكن اشتاديون، آبياري با آب باران
تنها سه ورزشگاه از ميان ميزبانان جام جهاني 2006، صاحب پيست دووميداني هستند. برلين ، اشتوتگارت و نورمبرگ . بقيه ورزشگاه ها ويژه فوتبال هستند. با وجود اين فرانكن اشتاديون صاحب جوي بي نظير و امكاناتي فوق العاده است. در بازسازي زمين چمن آن موارد زيست محيطي از جمله منبع بزرگي براي ذخيره آب باران در نظر گرفته شده كه تمام نياز آبياري و آب ورزشگاه را تأمين مي كند. زمين بازي پايين تر رفته و 5500 صندلي اضافه شده اند تا ظرفيت ورزشگاه به 500/45 نفر افزايش يابد.
فرانكن اشتاديون  با ظرفيت پنجاه هزار نفر پس از برنامه اي سه ساله، در 1928 افتتاح شد. پس از هشت بار قهرماني تيم نورمبرگ در ليگ آلمان، شوراي شهر در سال 1961 به مناسبت شروع بوندس ليگا، تصميم به بازسازي ورزشگاه گرفت. ورزشگاه يك بار ديگر نيز در فاصله سال هاي 1987 و 1991 بازسازي شده بود و نام فعلي از آن زمان بر آن نهاده شده است.
هزينه بازسازي اين ورزشگاه 56ميليون يورو بوده است. چهار بازي از مرحله مقدماتي از جمله ايران ـ مكزيك و يك بازي مرحله يك هشتم نهايي در اين ورزشگاه برگزار مي شود.
003468.jpg
ورزشگاه كلن با چهار برج نوراني
مردم فوتبالدوست كلن ، از افتتاح ورزشگاه جديد در بهار سال 2004 بسيار هيجانزده بودند. چهارمين شهر بزرگ آلمان، فرصت ميزباني در جام جهاني 1974 را از دست داد و اين بار فرصت دارد در ورزشگاه جديدش شاهد اين مسابقات باشد. ورزشگاه جديد، در محل ورزشگاه قديمي مونگرس دورفر ساخته شد و در ماه مارس سال 2004 با مسابقه دوستانه بين آلمان و بلژيك افتتاح شد. در جريان اين نوسازي، چهار سكوي ورزشگاه تخريب شد در حالي كه همچنان از زمين چمن استفاده مي شد.
ورزشگاه قبلي داراي يك پيست دووميداني بود. ولي در ورزشگاه جديد سكوها كاملاً نزديك به زمين قرار ارند و اين، هيجان مسابقات را بالاتر مي برد. سكوهاي رديف بالا، با زاويه 34 درجه، شيب زيادي دارند و فاصله سكوها با زمين كمتر 8 متر است. مربعي به ضلع 72 متر، سقف ورزشگاه را مي سازد و نورافكن ها را نيز دربرمي گيرد. اين روزها، كساني كه به اين شهر بزرگ غرب آلمان نزديك مي شوند، چهار برج نوراني اين ورزشگاه را مي بينند كه پيغام مي دهد: به كلن خوش آمديد!
چهار بازي از مرحله مقدماتي و يك بازي از مرحله يك هشتم نهايي، در اين ورزشگاه برگزار مي شود. هزينه بازسازي اين ورزشگاه 110 ميليون يورو بوده است.
003483.jpg
نيدرزاكسن اشتاديون، اردوگاه جديد هانوفر
هانوفر ، مركز استان ساكسوني جنوبي با ورزشگاه زيبايش، منتظر پذيرايي از تماشاگران جام جهاني است. برنامه بازسازي نيدرزاكسن اشتاديون زودتر از زمان پيش بيني شده، در دسامبر 2004 به پايان رسيد.
اين ورزشگاه كه ظرفيت 50 هزار نفر را براي مسابقات بوندس ليگا دارد، سقفي 2500تني را حمل مي كند. بخشي از سقف ورزشگاه كه روي زمين را مي پوشاند، از لايه اي ساخته شده كه اشعه ماوراي بنفش را عبور مي دهد و عبور نور خورشيد باعث مي شود زمين چمن در شرايط مطلوب باقي بماند.
زمين چمن داراي سيستم گرمايش زميني و آبياري است. سيستم جديد نورپردازي جايگزين ستون هاي 70متري نورافكن هاي قديمي، شده است كه در سقف ورزشگاه قرار دارد. هزينه بازسازي ورزشگاه 64 ميليون يورو بوده و ظرفيت آن 652/44 نفر است. چهار بازي مرحله مقدماتي و يك بازي از مرحله يك هشتم نهايي، در اين ورزشگاه برگزار مي شود.
003471.jpg
وست فالن، اپراي بوندس ليگا
ورزشگاه وست فالن كه به اپراي بوندس ليگا مشهور است، اولين بار براي جام جهاني 1974 ساخته شد. بازي هاي خانگي بوروسيا دورتموند در اين ورزشگاه و هميشه با سكوهاي پر برگزار مي شود. هواداران پرشور دورتموند ، در جايگه 25 هزار نفري جنوبي مي نشينند و هر تيم مهماني را مي ترسانند. در فصل 05 ـ 2004 بيش از 4/1 ميليون نفر، قدم به بزرگ ترين ورزشگاه آلمان گذاشتند و ميانگين 77هزار نفر تماشاگر اين ورزشگاه در بوندس ليگا و اروپا يك ركورد به شمار مي رود.
در سال هاي 2003 و 2005، برنامه هايي براي بازسازي اين معبد فوتبال در نظرگرفته شد. به صندلي هاي طبقه پايين، پشتي اضافه شد و يك جايگاه VIP جديد افتتاح شد. سيستم كنترل ورود الكترونيكي نيز راه اندازي شده و شروع به كار كرده است.
اين ورزشگاه نخستين بار در سال 1960 ساخته شد. در محل ساخت ورزشگاه، 50هزار متر مكعب از خاك توسط گروه هاي اكتشاف بمب بررسي شد و 34 بمب بازمانده از جنگ جهاني دوم كشف شد.
هلموت شون ، هنگام افتتاح اين ورزشگاه گفت: تنها يك ورزشگاه بهتر از اين در جهان وجود دارد و آن آزتك مكزيكوسيتي است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

ثروتمند ترين افراد جهان (ثروت به ميليارد دلار ميباشد):

                         نام

سن

ثروت

   مليت

1

ويليام گيتس(William Gates)

  49

 46.7

 آمريكا

2

وارن بافت(Warren Buffet)

  74

  44

 آمريكا

3

لاكشمي ميتال(Lakshmi Mittal)

  54

  25

انگليس

4

كارلوس اسليم هلو(Carlos slim helu)

  65

  24

 مكزيك

5

الوليدبن الصعود(Alwaleed Bin Alsaud)

  48

 23.7

 عربستان

6

اينگوار كامپراد(Ingvar Kamprad)

  78

  23

 سوئد

7

پائول آلن(Paul Allen)

  52

  21

 آمريكا

8

كارل آلبرخت(Karl Albrecht)

  85

  19

 آلمان

9

لارنس اليسون(Lawrence Ellison)

  60

 18.5

 آمريكا

10

رابسون والتون(Robson Walton)

  85

 18.3

 آمريكا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ثروتمندترين تيمهاي فوتبال جهان (ارزش كل و درآمد ساليانه به ميليون دلار ميباشد)):

 

                         نام تيم  كشور ارزش كل درآمد ساليانه
1 منچستر يونايتد(Manchester United) انگليس 1251 315
2 رئال مادريد(Real Madrid) اسپانيا  920 287
3 اي.سي.ميلان(Ac Milan) ايتاليا  893 270
4 يوونتوس(Yuventus) ايتاليا  873 262
5 بايرن مونيخ(Bayern Munich) آلمان  627 202
6 آرسنال(Arsenal) انگليس  613 211
7 اينتر ميلان(Internazionale Milan) ايتاليا  608 203
8 چلسي(Chelsea) انگليس  449 264
9 ليورپول(Liverpool) انگليس  441 170
10 نيوكاسل(Newcastle) انگليس  391 166

پردرآمد ترين فوتباليستهاي جهان (ميزان درآمد به ميلون دلار ميباشد):

 

                           نام عضو تيم درآمد ساليانه
1 ديويد بكام(David Becham) رئال مادريد     30
2 زيندين زيدان(Zinedin Zidne) رئال مادريد     19
3 هيدستوشي ناكاتا(Hidestoshi Nakata) بولونا     16
4 رونالدو(Ronaldo) رئال مادريد     15
5 رائول گنزالز(Raul Gonzalez Blanco) رئال مادريد     15

پر درآمدترين بازيگران زن جهان (درآمد به ميليون دلار ميباشد):

                                  نام درآمد ساليانه
1 درو باريمور(Drew Barrymore)          22
2 جنيفر آنيستون(Jennifer Aniston)          18.7
3 جنيفر لوپز(Jennifer Lopez)            17
4 نيكول كيدمن(Nicole Kidman)            14
5 جوليا روبرتز(Julia Roberts)             8

پردرآمدترين بازيگران مرد جهان (درآمد ساليانه به ميليون دلار)

 

                            نام

ميزان درآمدساليانه

1

ويل فرل(Will Ferrel)

          40$

2

جاني دپ(Johnny Depp)

          

37$

3

ري رومانو(Ray Romano)

          36$

4

ويل اسميت(Will Smith)

          35$

5

تام كروز(Tom Cruise)

          31$

پردرآمدترين كارگردانان جهان (درآمد به ميليون دلار):

                              نام درآمد ساليانه
1 جرج لوكاس(George Lucas)          290
2 مل جيبسون(Mel Gibson)          185
3 استيو اسپيلبرگ(Steve Spielberg)           80

 

پر درآمد ترين ورزشكاران مرد جهان (درآمد به ميليون دلار ميباشد):

                          نام درآمد ساليانه مليت
1 تايگر وود(Tiger Wood)       80.3 آمريكا
2 مايكل شوماخر(Michael Schumacher)          80 آلمان
3 پيتون مانينگ(Peton Manning)          42 آمريكا
4 مايكل جردن(Michael Jordan)          41 آمريكا
5 شاكيل اونيل(Shaquille O`Neal)          31 آمريكا

 

 

 

 

 

پردرآمدترين بازيگران جوان (درآمد به ميليون دلار): 

                               نام درآمد ساليانه
1 خواهران اولسن(The Olsen Twins)          21
2 هيلاري داف(Hilary Duff)          15
3 ليندزي لوهان(Lindsay Lohan)          11

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

***** سن دخترها از ۱۴تا ۲۸ و خصوصيات اخلاقی آنها *****

 

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم


سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و..

سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن

سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث)

سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن

سن  ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست


سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچل می گيره! می دونم


سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط


سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه)


سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن


سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه


سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه


سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله


سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش


سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی

****************************************************************

این مطلب رو یکی از دوستان خواسته بود که بزارم .. از من گله نکنید !


+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

 اس ام اس

۱- بهترين وقت براي چيدن ميوه باغ چه وقتي است؟ وقتي است كه سگ در باغ نيست و باغبان

هم براي كاري رفته بيرون!

  ۲- اگر خواستيد خواب از سرتان نپرد چه مي‌كنيد؟ سرتان را در قفس كرده و مي‌خوابيد!

  ۳- چرا قبل از اينكه لقمه به دهان برسد، دهان باز مي‌شود؟ چون درست نيست چنين ميهمان

عزيزي پشت در بماند!

  ۴- چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد!

 ۵- اگر در مترو نه جاي نشستن بود و نه جاي ايستادن، چه مي‌كنيد؟ دراز مي‌كشيد!

 ۶- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده و زني كه حامله شده چيه؟ هر سه تاشونو دير كشيدن

بيرون.

  ۷- فرق يخمك و آتروپات چيست؟ يخمك خوشمزه‌تر است!

  ۸- چرا دو دوتا مي‌شود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده!

  ۹- شجاع‌ ترين مرد جهان كيست؟ امام جمعه قزوين!

  ۱۰- چگونه مي‌فهميم در سربالايي هستيم يا سرپاييني؟ يك توپ فوتبال را روي زمين مي‌گذاريم.

اگر اومد پايين، در سرازيري هستيد. اگر رفت بالا، يعني در سربالايي هستيد!

  ۱۱- اگر شما مشروب بخوريد و با شورت برويد وسط حياط چي‌مي‌شه؟ مي‌شويد يه فرد مشروب

خورده، ايستاده با شورت در حياط!

  ۱۲- فرق باطری با مادرزن چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مادرزن هيچ چيز مثبتی

نداره!

  ۱۳- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق !

   ۱۴- چه طوري زير دريايی لرا رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

  ۱۵- ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است!

     ۱۶- خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره!

  ۱۷- اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي

پوشيده!

   ۱۸- يك ترك را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم:

 «لطفاً بچرخانيد!»

   ۱۹- چرا تركها نميتوانند يخ درست كنند؟ چون آنها هميشه دستورالعمل تهيه را فراموش مي‌كنند!

   ۲۰- يك ترك چگونه يك پرنده را ميكشد؟ آن را از بالاي يك صخره به پائين پرتاب ميكند!

   ۲۱- چرا تركها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود!

   ۲۲- اگر در يك موسسه سطح بالا يك ترك ببينيد به او چه ميگوييد؟ يك بازديد كننده!

   ۲۳- چرا اگه ترکه ماهی رو بندازه تو آب، ماهی خفه ميشه؟ چون ماهيه هم ترک بود!

   ۲۴- چرا تركها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند!

[طنز] 

* مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.

زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!

 * مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.

زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!

 * مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.

زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!

 * مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.

زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!

 * مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.

زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!

 * از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

هريک از "سين" هاي سفره هفت سين نماد چه چيزي هستند ؟
 

ایران: نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.

اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.

دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن.  برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.

دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.

به هرحال در آيين‌هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مى‌بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد.

اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...» همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:

اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان).

اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين»  نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.

شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.

به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.»
البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد.  يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه)

خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:

سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.

سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.

مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.

شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.

چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.

در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيك‌بختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است! 

|+|
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط مایکل و نیما  | 

دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8:

 

ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

 

خصوصیات دانشجویان دختر:

 

ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر   یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!)  در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

 

 

 

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته!  دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

 

 

 

 

 

ترم 3 -  به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!

 

 

ترم  4 – با واژه  BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!)

شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس  و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟

 

 

 

ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با  WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!

در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)

 

 

 

ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

 

 

 

ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!

 

 

 

 

ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا.......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.

 نظر استاد:

یک با یک برابر نیست
يـك با يـك بـرابـر نيست ... !!!

معلــم پاي تختــــه داد مي زد ، صـــورتش از خشم گلگــون بــود ...
و دستـــانش به زير پــوششــي از گرد پنهــــان بــــود
ولــي آخــر كلاسيها ،لـــواشك بيـن خـــود تقسيـم مي كـردند ... !!!
و آن يكـي در گـوشـــه اي ديگــر ، جـــوانـان را ورق مـي زد !
معلـم همچنـان هـاي وهـــو مي كــرد و با آن شــور بي پايان ، تســاويهاي جبـــري را نشـــان مي داد ...
بـه خط خـــوش به روي تختـــه اي كز ظلمتي تاريك ، غمگيـن بود، تســاوي را چنين بنوشت؛
بچــــــه ها ! يـك با يـك بــرابـر است ... !
از ميــان جمع شــاگردان ، يكـي برخـاست ... هميشـــه يك نفـــر بايــد بـه پا خيـــزد ...
به آرامـي سخــن ســـر داد : تســـاوي اشتباهــي فاحـش و محض است ... !!!
نگـاه بچـــه ها نا گه به يك ســـو خيره ماند و معلم مات بـر جا مانـــد !
و او پــرسيد : اگــر يك فـرد انســـان، واحـــد يك بود ، آيا باز يك با يك برابر بود ؟؟!
سكــوت مدهشي بود و ســؤالي سخت !
معلم خشمگيـن فرياد زد : آري بــرابــر بــود ...
و او با پــوزخنـدي گفت : اگر يك فرد انســان ، واحــد يك بود ، آنكه زور و زر به دامـن داشت بالا بود و آنكه قلبـي پاك و دستـي فاقـــد زر داشت ، پاييــن بــود ... ؟! ؟؟؟؟؟؟؟؟
اگــر يك فـرد انســـان واحــد يك بود ، آن كه صــورت نقــره گون چـون قــرص مـه مي داشت بالا بـــود ، وان سيـــه چــرده كه مي ناليــد پاييـن بود ... ؟؟؟؟؟؟؟؟!
اگــر يك فرد انســان واحـــد يك بود ، اين تســاوي زيــر و رو ميشـد !!!!
حال مي پــرسم يك اگر با يك برابر بـــود ،
نان و مال مفتخــواران از كجا آماده مي گرديــد ؟؟؟؟؟
يا چه كس ديــوار چين ها را بنـــا مي كــرد؟؟؟؟؟؟
يك اگــر با يك برابر بود ، پس كه پشتش زيـر بار فقـــر خم ميشد؟؟؟؟؟؟
يا به زيــر ضــزبت شلاق له مي گشت؟؟؟؟؟؟؟؟
يك اگــر با يك برابر بود، پس چه كس آزادگان را در قفس مي كــرد؟؟؟؟؟؟؟

معلـم نــاله آسا گفت : بچـــه ها در جـــزوه هاي خويش بنويسيد :
يــك با يــك بــرابــر نيست ...... !!!
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط مایکل و نیما  |